گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

68

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

اظهار مىدارد براى آن جناب مرقوم داشته خصوصيات بيشمارى را ارائه داده است كه من نمىتوانم جزئيات آن را در اينجا بازگو كنم ضمنا اجازه تجديد بنا و نوسازى كليسا را نيز جهت او بدست آوردم و در همان فرصت اجازه‌نامه مشابهى هم براى ساير هيئت‌هاى مذهبى مسيحى مقيم ايران بدست آوردم زيرا هيئت مذهبى مسيحى موسوم به كاپوسين‌ها كه فرانسوى هستند و مقيم تبريز در اين باره به من نامه‌اى نوشته بودند . روز شنبه نهم مارس پيامى از اعتمادالدوله داشتم كه پادشاه را از رنجش و شكايت من آگاه ساخته است و به زودى شرفيابى ديگرى براى من تعيين خواهد شد . يكشنبه هفدهم يك پرنس گرجى كه گرگين‌خان نام داشت به شهر اصفهان وارد شد ، حاكم و كلانتر شهر از وى استقبال كردند . و حدود پنجاه سوار او را همراهى مىكردند . اين شخص سابقا مسيحى بوده است ، پس دين حقيقى را رها كرده و به مذهب محمدى گرويده بود . آنگاه با جمع كثيرى از اهالى گرجستان بر ضد پادشاه ايران قيام كرده بود ، به همين دليل پادشاه كس فرستاده بود تا سر او را بحضورش بياورد و اين در دربار ايران رسم است وقتى كه يكى از رعاياى شاه نافرمانى و ياغيگرى مىكند و يا گناهى مرتكب مىشود اين عمل را انجام مىدهند اما گرگين‌خان ، نماينده شاه را كه جهت اجراى فرمان آمده بود به قتل مىرساند . و همچنان به ياغيگرى و جنگ ادامه مىدهد تا اينكه سرانجام با وعده و وعيدهايى كه به او داده مىشود مطيع مىگردد و پادشاه براى او پروانه ورود به دربار جهت طلب عفو و عذرخواهى مىفرستد و او پروانه عبور را مىپذيرد و در روز ورود به دربار اصفهان بر روى عمامه خود قرار مىدهد تا مورد تماشاى همگان قرار گيرد . با اينكه با تظاهرات دوستانه زيادى از وى استقبال شد اما در مورد او حدسيات و پيشگوئىهاى بدى مىكردند از اين قبيل كه ديگر هيچگاه از اصفهان خارج نخواهد شد و در اصفهان او را باسم به قتل خواهند رساند . روز دوشنبه هيجدهم صدر اعظم اطلاع داد كه شاه روز بيستم را براى